وسيله جاي هدف را گرفته است
.
.
جهان عشق است و ديگر زرق سازي
همه بازيســــــــــــت الا عشق بازي
فلك جز عشق محرابـــــــــــــي ندارد
زمين بي خــــــــاك عشق آبي ندارد.
.
چه فرقي مي كند "دوسر طناب "را از چپ بزنيم يا از راست.
چه تاثيري به حال كارآموز دارد كه بگويد " مست ورف" يا بگويد " ماست ورف"
. چه لطمه اي به ما مي خورد اگر فلان مربي يك كلاس بيشتر از ما برگزار كند
. يا چه چيزي به ما اضافه مي شود اگر فلان صاحب منصب را فقط به اين دليل
كه چند سال ديرتر از ما به كوه آمده به زير بكشيم، آنهم در جامعه كوهنوردي
كه تمام سمت ها تشريفاتي است و بدون حقوق .ـ
چرا با وعده يكي از همين
سمت هاي تشريفاتي ارادتمند كسي مي شويم كه تا ديروز چنين وچنانش مي
خوانديم؟ چرا جامعه كوهنوردي هر روز پر از جنگ و جدل است ؟ چگونه با هر
تازه واردي سرد و سنگين برخورد مي كنيم و مي خواهيم گربه را دم حجله بكشيم
، حال آنكه روز نخستي كه به كوه آمديم ، غير از او نبوده ايم.ـ
آيا تجربه را در كلاسي غير از مكتب چرخ گردون آموخته ايم كه هر جوان اميدواري را به چوب سرزنش خامي و ناپختگي اش نا اميد مي كنيم ؟
"به ادامه مطلب برويد"
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جليل صادقي در پنجشنبه یکم دی 1390 و ساعت
23:59 |